اومدیم با مقادیری عکس....
این عکس برا تابستونه که رفته بودم پابوس خانوم فاطمه معصومه .... این عکس رو 22 بهمن مامان و بابام گرفتن....لباسامو عمه با سلیقه م برام هدیه آورده.... بار اولی که موهامو کچل کردن...آخه درجریان که بودین من موهامو میکندم و میخوردم..مامانم اینا نذاشتن به خورد و خوراکم ادامه بدم... شب قدر که بابای مهربونم برام قرآن رو سر گذاشت..چه زود گذشت...ماشاالله بزرگ شدما..... رفته بودم کرمان....تقریبا آبان ...
نویسنده :
مامان نیم وجبی
17:01



